
وقتی منتظر مسافری هستی، چشم به راهی را درک میکنی. وقتی قرار است مسافری را ببینی، خودت را آماده میکنی و آن وقت است که انتظار برایت معنا پیدا میکند و منتظر هستی تا بیاید و با آمدنش شور و اشتیاق و نور و نوا به زندگیات ببخشد و چه لحظه زیبایی است و چه شورانگیز که انتظار به سرانجام دیدار یار و مسافر بینجامد.
آقا جان!
سالهاست که میشناسمت و سالهاست که خودم را شناختهام و از آن زمان در انتظارت نشستهام. گاهی انتظار را برای خودم معنا کرده و خودم را مهیا میکنم که اگر آمدی و از راه رسیدی، مرا آماده و گوش به فرمان ببینی و آن زمان رو سفید و سرافراز باشم و گاهی کاهلی و کندی کرده و ناامید از رسیدنت خودم را سرزنش میکنم، اما آنگاه که به یاد میآورم ناامیدی گناه است و ایمان را سست میکند، دوباره به شوق آمدنت خودم را مهیا میکنم.
آقا جان بیا و با آمدنت شادیم را افزون و دلم را روشن کن تا به همگان نشان دهم منتظر مسافری بودم که اکنون از راه رسیده است.
سلام بر مسافر زمان
برچسبها: مسافر زمان, مهدی فاطمه, غایب منتظر, انتظار



