تبليغاتX
منتظرظهور
اللهم صلِّ على محمد وآل محمد وعجل فرجهم ..... اَللّـهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِه في هذِهِ السَّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَة وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْنا حَتّى تُسْكِنَهُ اَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً ......حضرت امام خامنه اي : كسي كه در انتظار آن مصلح بزرگ است بايد در خود زمينه هاي صلاح را آماده كند ....بسم الله الرحمن الرحيم اَللّهُمَّ رَبَّ النُّورِ الْعَظيمِ، وَ رَبَّ الْكُرْسِىِّ الرَّفيعِ، وَ رَبَّ الْبَحْرِ الْمَسْجُورِ، وَ مُنْزِلَ التَّوْراةِ وَالْإِنْجيلِ وَالزَّبُورِ، وَ رَبَّ الظِّلِّ وَالْحَرُورِ، وَ مُنْزِلَ الْقُرْآنِ الْعَظيمِ، وَ رَبَّ الْمَلائِكَةِ الْمُقَرَّبينَ، وَالْأَنْبِياءِ وَالْمُرْسَلينَ اَللّهُمَّ إِنّى أَسْأَلُكَ بوَجْهِكَ الْكَريمِ، وَ بِنُورِ وَجْهِكَ الْمُنيرِ، وَ مُلْكِكَ الْقَديمِ، يا حَىُّ يا قَيُّومُ، أَسْأَلُكَ بِاسْمِكَ الَّذى أَشْرَقَتْ بِهِ السَّمواتُ وَالْأَرَضُونَ، وَ بِاسْمِكَ الَّذى يَصْلَحُ بِهِ الْأَوَّلُونَ وَالْآخِرُونَ، يا حَيّاً قَبْلَ كُلِّ حَىٍّ، وَ يا حَيّاً بَعْدَ كُلِّ حَىٍّ، وَ يا حَيّاً حينَ لا حَىَّ، يا مُحْيِىَ الْمَوْتى، وَ مُميتَ الْأَحْياءِ، يا حَىُّ لا إِلهَ إِلّا أَنْتَ. اَللّهُمَّ بَلِّغْ مَوْلانَا الْإِمامَ الْهادِىَ الْمَهْدِىَّ الْقائِمَ بِأَمْرِكَ، صَلَواتُ اللَّهِ عَلَيْهِ وَ عَلى آبائِهِ الطّاهِرينَ، عَنْ جَميعِ الْمُؤْمِنينَ وَالْمُؤْمِناتِ فى مَشارِقِ الْأَرْضِ وَ مَغارِبِها، سَهْلِها وَ جَبَلِها، وَ بَرِّها وَ بَحْرِها، وَ عَنّى وَ عَنْ والِدَىَّ مِنَ الصَّلَواتِ زِنَةَ عَرْشِ اللَّهِ، وَ مِدادَ كَلِماتِهِ، وَ ما أَحْصاهُ عِلْمُهُ، وَ أَحاطَ بِهِ كِتابُهُ. أَللّهُمِّ إِنّى أُجَدِّدُ لَهُ فى صَبيحَةِ يَوْمى هذا، وَ ما عِشْتُ مِنْ أَيّامى عَهْداً وَ عَقْداً وَ بَيْعَةً لَهُ فى عُنُقى، لا أَحُولُ عَنْها، وَ لا أَزُولُ أَبَداً. اَللّهُمَّ اجْعَلْنى مِنْ أَنْصارِهِ وَ أَعَوانِهِ، وَالذّابّينَ عَنْهُ، وَالْمُسارِعينَ إِلَيْهِ فى قَضاءِ حَوائِجِهِ، وَالْمُمْتَثِلينَ لِأَوامِرِهِ، وَالْمُحامينَ عَنْهُ، وَالسّابِقينَ إِلى إِرادَتِهِ، وَالْمُسْتَشْهَدينَ بَيْنَ يَدَيْهِ. اَللّهُمَّ إِنْ حالَ بَيْنى وَ بَيْنَهُ الْمَوْتُ الَّذى جَعَلْتَهُ عَلى عِبادِكَ حَتْماً مَقْضِيّاً، فَأَخْرِجْنى مِنْ قَبْرى مُؤْتَزِراً كَفَنى، شاهِراً سَيْفى، مُجَرِّداً قَناتى، مُلَبِّياً دَعْوَةَ الدّاعى فِى­الْحاضِرِ وَالْبادى. اَللّهُمَّ أَرِنِى­ الطَّلْعَةَ الرَّشيدَةَ وَالْغُرَّةَ الْحَميدَةَ، وَاكْحَُلْ ناظِرى بِنَظْرَةٍ مِنّى إِلَيْهِ، وَ عَجِّلْ فَرَجَهُ، وَ سَهِّلْ مَخْرَجَهُ، وَ أَوْسِعْ مَنْهَجَهُ، وَاسْلُكْ بى مَحَجَّتَهُ، وَ أَنْفِذْ أَمْرَهُ، وَاشْدُدْ أَزْرَهُ، وَاعْمُرِ اللّهُمَّ بِهِ بِلادَكَ ، وَ أَحْىِ بِهِ عِبادَكَ، فَإِنَّكَ قُلْتَ وَ قَوْلُكَ الْحَقُّ: ظَهَرَ الْفَسادُ فِى الْبَرِّ وَالْبَحْرِ بِما كَسَبَتْ أَيْدِى النّاسِ، فَأَظْهِرِ اللّهُمَّ لَنا وَلِيَّكَ وَابْنَ بِنْتِ نَبِيِّكَ الْمُسَمّى بِاسْمِ رَسُولِكَ حَتّى لا يَظْفَرَ بِشَىْءٍ مِنَ الْباطِلِ إِلّا مَزَّقَهُ، وَ يُحِقَّ الْحَقَّ وَ يُحَقِّقَهُ، وَاجْعَلْهُ اللّهُمَّ مَفْزَعاً لِمَظْلُومِ عِبادِكَ وَ ناصِراً لِمَنْ لا يَجِدُ لَهُ ناصِراً غَيْرَكَ، وَ مُجَدِّداً لِما عُطِّلَ مِنْ أَحْكامِ كِتابِكَ، وَ مُشَيِّداً لِما وَرَدَ مِنْ أَعْلامِ دينِكَ، وَ سُنَنِ نَبِيِّكَ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ، وَاجْعَلْهُ اللّهُمَّ مِمَّنْ حَصَّنْتَهُ مِنْ بَأْسِ الْمُعْتَدينَ، اَللّهُمَّ وَ سُرَّ نَبِيَّكَ مُحَمَّداً صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ بِرُؤْيَتِهِ، وَ مَنْ تَبِعَهُ عَلى دَعْوَتِهِ، وَارْحَمِ اسْتِكانَتَنا بَعْدَهُ ، اللّهُمَّ اكْشِفْ هذِهِ الْغُمَّةَ عَنْ هذِهِ الْأُمَّةِ بِحُضُورِهِ، وَ عَجِّلْ لَنا ظُهُورَهُ، إِنَّهُمْ يَرَوْنَهُ بَعيداً وَ نَراهُ قَريباً، برَحْمَتِكَ يا أَرْحَمَ الرّاحِمينَ . االْعَجَلَ الْعَجَلَ يَا مَوْلاَيَ يَا صَاحِبَ الزَّمَانِ.‏ لْعَجَلَ الْعَجَلَ يَا مَوْلاَيَ يَا صَاحِبَ الزَّمَانِ.‏ الْعَجَلَ الْعَجَلَ يَا مَوْلاَيَ يَا صَاحِبَ الزَّمَانِ.‏ .
آيا ظهور بسيار نزديك است؟(39) جمعه بیست و نهم اردیبهشت 1391 14:7

سيد مرتضى شريفى

انتظار فرج

 


3- انتظار سازنده و انتظار ويرانگر
انتظار زاييده اميد است و انتظار فرج باتوجه به اهميت و جايگاه آن، اميدآفرين. اميد و انتظار هر يك مكمل و موجب تقويت ديگري است. منتظر فرج امام زمان(عج) اميدوار است كه روزي با ظهور و فرج آن حضرت آرمان هاي ارزشي وي تحقق يابد و براي تحقق اين آرمان ها مجدانه تلاش مي كند تا زمينه تحقق آن فراهم گردد. فلسفه مهدويت و موكول كردن آن به آينده بر اين اساس است كه جامعه بشري براي اين آرمان بزرگ، آمادگي پيدا كند. مهدويت در واقع ادامه بعثت انبيا است. خداوند براي هدايت و سعادت بشر انبيا را مبعوث كرده است - بشري كه خود خليفه الله و گل سرسبد آفرينش، مسجود فرشتگان و نهايت آفرينش عالم هستي است - اما اين بشر چون زميني و مادي است، زمينه ظلم و جنايت و خونريزي نيز دارد، چنانچه فرشتگان در آغاز آفرينش در پيشگاه باري تعالي عرضه داشته اند و شيطان نيز براي گمراه كردنش در كمين او است.
خداوند او را شايسته خليفه اللهي و ايجاد مدينه فاضله و جامعه عاري از هرگونه ظلم و بي عدالتي دانسته است، چنانچه فطرت همه انسان ها آن را فرياد مي زند. به شرطي كه خود، اين جامعه را به وجود آورد. پيامبران الهي نيز براي همين هدف فرستاده شده اند، چنانچه خداوند مي فرمايد: همانا ما پيامبران خود را با دلايل روشن و معجزاتي كه حقانيت رسالت آنان را آشكار مي ساخت فرستاديم و با آنها كتاب آسماني و دين را كه معيار باورها و كردار انسان هاست فرود آورديم تا مردم خود براي برپايي عدل و داد به پاخيزند و آهن را كه نماد قدرت است و منافع ديگري نيز دارد براي دفاع از آنها قرار داديم. آري چنين كرديم تا اموري كه بايد تحقق يابد و تا خدا آن كسي را كه در نهان، خدا و پيامبرانش را ياري مي كند از ديگران مشخص سازد. به يقين كه خداوند نيرومند و شكست ناپذير است.(سوره حديد آيه 25)
اين آيه باصراحت قيام براي عدل و داد و ايجاد آن جامعه آرماني را وظيفه انسان ها مي داند و منجي نقش رهبري و هدايت آنان را برعهده دارد و اين مهم وظيفه اي بس سنگين بر دوش رهبر و پيروانش قرار مي دهد. انتظار براي چنين فرج و گشايشي يعني آمادگي همراهي براي اين نهضت و انقلاب بزرگ جهاني و تحقق آن، تلاش براي رسيدن به چنين جامعه آرماني است : اين نوع انتظار، مانند انتظار منتظري است براي رسيدن ميوه درخت؛ آن منتظر با تلاش و كوشش خود زمينه رشد و نمو آن درخت را فراهم مي كند تا درخت و ميوه به كمال برسند، اين انتظار سازنده است.
در كنار اين انتظار انديشه اي نادرست شكل گرفت كه مهدي خود با ظهورش آرمانش را تحقق مي بخشد بدون نقش پيروان و مردم. آنان فقط بايد انتظار بكشند تا پس از پيروزي در كنار سفره آماده بنشينند. با تحريف روايات هم عنوان كردند كه بايد ظلم و جور همه جا را فراگيرد و پس از آن عدل و داد فراگير شود.
در متن احاديث فراواني آمده است: همان طوري كه جهان پر از ظلم و جور شده است از عدل و داد پر مي شود، يعني همان طوري كه در طول تاريخ جهان را ظلم فرا گرفته، عدل فرا خواهد گرفت و آنان تحريف گونه گفتند پس از آنكه ظلم و جور فراگير شد عدل و داد فرا مي رسد پس ظلم و جور و گناه بايد فراگير شود تا ظهور تحقق يابد؛ و اين يعني انتظار ويرانگر.

نوشته شده توسط محمدمهدی پیری | موضوع: مذهبی | لینک ثابت |
آيا ظهور بسيار نزديك است؟!(38) جمعه بیست و دوم اردیبهشت 1391 18:16

سيد مرتضى شريفى

انتظار فرج

انتظار فرج


¤ انتظار يك بعدي
قرآن كريم مي فرمايد: گروهي خدا را يك سويه عبادت مي كنند. و در جايي ديگر سربلند بيرون آمدن از امتحان و آزمايش را شرط ايمان مي داند.  مهدي موعود ظهور مي كند تا جهاني مطلوب در سايه عدالت و به دور از هر ناراستي بسازد، جهاني كه در آن از ظلم و تجاوز و تبعيض خبري نباشد. البته اين آرزو و آرمان همه انسان ها بر اساس فطرت خداجو و حقيقت خواه آنها است و اين فطرت خداجو در جامعه جهاني بايد بيدار شود و از ديگر سو بشريت به آن آگاهي و شيفتگي لازم برسد تا زمينه ظهور فراهم شود و شايد اهميت انتظار فرج از اين جنبه باشد كه اين آمادگي در تك تك انسان ها به وجود بيايد. انتظار واقعي، انتظاري است كه منتظر با همه وجود، منتظر بلكه آماده ظهور آن حضرت باشد. چه بسا كساني با زبان و سخن دم از انتظار بزنند ولي در ميدان عمل غايب باشند، چنانچه در طول تاريخ بارها اين وضعيت تكرار شده است. ايمان و اعتقاد به مهدي موعود(عج) از شرايط اساسي در عقايد شيعه اماميه است و بدون آن، عقايدش ناقص بوده و ايمانش كامل نيست. ايمان امري قلبي است و با شرايطي تحقق مي پذيرد. قرآن كريم كه در آن صدها بار واژه ايمان تكرار شده غالباً آن را در كنار عمل صالح قرار داده است؛ به عبارتي ديگر ايمان بدون عمل صالح تحقق نمي يابد. امام صادق(ع) با صراحت به اين نكته مي پردازد و مي فرمايد: آيا شما را باخبر سازم به آن چيزي كه خداوند از بندگان خود، بندگي را نمي پذيرد مگر به آن؟ راوي مي گويد: بفرماييد. حضرت مي گويد: آنچه شرط بندگي است عبارت است از: شهادت به يگانگي خدا و اينكه محمد(ص) بنده و فرستاده اوست و اقرار و اعتراف به آنچه دستور داده است و ولايت ما اهل بيت و امامان معصوم (عليهم السلام) و برائت و بيزاري از دشمنان ما و پرهيزكاري و اجتناب از گناه و تلاش و كوشش و حفظ شأن شيعه و انتظار قائم آل محمد(ص). سپس فرمود: براى ما اهل بيت دولتى است كه مى آيد آن زمانى كه مشيت و خواست خدا بر آن تعلق گيرد)يعنى زمينه   فراهم شود).كسى كه دوست دارد از ياران آن حضرت باشد، بايد منتظرباشد و با ورع و تقواى الهى عمل كند و محاسن اخلاقى را در وجود خود پياده سازد. اين شخص منتظر واقعى است. به عبارت ديگر، انتظار معنى پيدا نمى كند، مگر با عمل شايسته و اخلاق اسلامى، اين شخص  حتى اگر قبل از ظهور بميرد و زمان قائم(عج) را درك نكند اجر همان كسانى را دارد كه در كنار حضرت باشند. پس تلاش كنيد و منتظر باشد و گوارايتان باد اين امتياز بزرگ.در جاى ديگر امام صادق خطاب به ابوحنيفه انتظار فرج را بالاترين عمل مى داند به شرط عمل و اضافه می  كند مدعى بدون عمل مانند تيرانداز بدون كمان است.و در جاى ديگر مى فرمايد: بالاترين جهاد امت پيامبر(ص) بنابر فرموده حضرتش، انتظار فرج است و انتظار فرج يعنى آمادگى لازم به طورى كه عنوان منتظر بر آن صدق كند نه اينكه فقط در حرف دم از انتظار بزرگ بزند ولى سعى و تلاش را رها سازد و هيچ گونه علم و كارى را انجام   ندهد؛ زيرا جهاد بدون عمل معنا ندارد.چه بسا كسى با زبان دم از انتظار بزند اشك بريزد دعا كند به اماكن ويژه و منتسب حضرت برود ولى اعمال و رفتار وى هيچ گونه سنخيتى با آنچه مورد نظر امامان است، نداشته باشد. دعا و نماز و استغاثه در جاى خود بسيار پسنديده است و اعمال نيك مومن را زينت مى دهد به شرطى   كه اين اعمال هماهنگ با آن دعا و تضرع باشد مانند كاغذ كادو كه بسته محتوى آن را زينت مى دهد. 

نوشته شده توسط محمدمهدی پیری | موضوع: مذهبی | لینک ثابت |
آيا ظهور بسيار نزديك است؟!(37) جمعه پانزدهم اردیبهشت 1391 9:44

سيد مرتضى شريفى

انتظار فرج انتظار قدرت اسلام است. (امام خمینی رحمه الله علیه)

انتظار فرج-
در ادامه يادداشت پيشين كه اهميت انتظار فرج از ديدگاه روايات بيان شد، با ذكر چند روايت ديگر بحث را پي مي گيريم. براي شناخت انتظار ابتدا بايد منتظران واقعي را از مدعيان انتظار شناخت، مدعيان انتظار چند گروهند.
الف- قاعدين
قرآن كريم با صراحت مجاهدين واقعي را بر قاعدين امتياز و برتري داده است. قاعدين كساني هستند كه حاضر به هيچ گونه تلاش و مبارزه نبوده و همواره در فكر راحت طلبي و فرار از مشكلات و سختي ها، به خصوص جهاد و مبارزه بود و آماده اند تا بر سفره آماده بنشينند، تبار قاعدين به قرن پيش از اسلام برمي گردد و نمونه عيني آن گروهي از بني اسرائيل بودند كه پيامبر بزرگ الهي حضرت موسي(ع) از آنان دل پرخوني داشت. قرآن كريم به نمونه اي از حالات و رفتار اين گروه اين طور اشاره مي كند: موسي به قوم خود چنين گفت: شما به سرزميني مقدس كه خداوند براي تان مقرر داشته، وارد شويد (يعني سرزمين بيت المقدس) و براي ورود به آن از مشكلات نترسيد و از فداكاري دريغ نكنيد (آماده جهاد باشيد) و گرنه زيان خواهيد ديد. آنها بهانه آوردند و گفتند: اي موسي! تو كه مي داني در اين سرزمين جمعيتي جبار و زورگو (عمالقه) زندگي مي كنند و ما هرگز در آن گام نخواهيم گذاشت تا آنها خود اين سرزمين را تخليه كرده و بيرون روند، هنگامي كه آنها خارج شوند ما فرمان تو را اطاعت كرده و وارد اين سرزمين خواهيم شد. در اينجا دو نفر از مردان با ايمان به پا خاستند و به بني اسرائيل گفتند شما از دروازه شهر (با قدرت و فداكاري) وارد شويد كه پيروز خواهيد شد و بر خدا توكل كنيد. اما بني اسرائيل زبون و تن پرور صريحاً به موسي گفتند: تا آنها (دشمنان) در اين سرزمين باشند هرگز وارد نخواهيم شد، تو و پروردگارت كه به تو وعده پيروزي داده است برويد و با آنها (عمالقه) بجنگيد، هنگامي كه پيروز شديد به ما خبر دهيد ما در اينجا نشسته ايم. (انتظار پيروزي بدون دردسر را مي كشيم وقتي شما پيروز شديد ما هم در بهره مندي از اين پيروزي سهيم و شريكيم.
اين گروه كه با صراحت خود را قاعدين (نشستگان) مي خوانند، منتظرند؛ اما بدون تلاش و كوشش. اين نوع افراد فقط در بين ياران موسي و بني اسرائيل نبوده اند؛ بلكه در همه زمان ها و در ميان همه اقوام و ملت ها حضور داشته اند، حتي صدر اسلام كه ايثار و فداكاري مسلمين زبانزد خاص و عام است گروه قاعدين حضور داشتند كه اگر نبود ايثار و فداكاري مسلمانان از جان گذشته چه بسا كه تفكر قاعدين حاكم مي شد و آنها هم به پيامبر(ص) همان مي گفتند كه بني اسرائيل به موسي(ع) گفتند. چنانچه پيش از جنگ بدر كه با شرايط خاصي شروع شد، پيامبر(ص) ابتدا از مسلمانان براي جنگ نظرخواهي كرد، چند نفر از صحابه كه به گمان گروهي از مسلمين بزرگ صحابه محسوب مي شدند، رأي به عقب نشيني داده و قدرت قريش را به رخ كشيده و ذلت و زبوني خود را آشكار ساختند.
سپس مقداد از آن ميان برخاست و گفت: اي پيامبر خدا قلوب ما با شما است و آنچه را خداوند به تو دستور داده تعقيب كن، به خدا سوگند هرگز سخني را كه بني اسرائيل به موسي گفتند ما به شما نخواهيم گفت.
ما به شما مي گوييم در ظل عنايات خداوند جهاد كن و ما نيز در ركاب شما نبرد مي كنيم. پيامبر از شنيدن سخنان مقداد، خوشحال شد و در حق او دعا كرد. اين گروه در هر عصر و زماني با آنكه از مدعيان اصلي بوده اند؛ اما در ميدان عمل هيچ گاه حضور نداشته اند، چنانچه امامان بزرگوار شيعه از دست اين دسته چه خون دل ها خوردند و همين ها موجب خانه نشيني، شهادت و غربت و مظلوميت آنان بوده اند. چنين منتظراني هيچ گاه نمي توانند زمينه ساز ظهور ولي عصر(عج) باشند و تا منتظران واقعي زمينه ظهور را در سراسر عالم فراهم نكنند، ظهور صورت نخواهد گرفت.

نوشته شده توسط محمدمهدی پیری | موضوع: مذهبی | لینک ثابت |
آيا ظهور بسيار نزديك است؟(36) یکشنبه دهم اردیبهشت 1391 21:55

سيد مرتضى شريفى
انتظار فرج

اميد به آينده در سرشت انسان به وديعه نهاده شده و خداوند هم بر آن تأكيد كرده و با تأكيد آسايش پس از دشواري را گوشزد مي كند. نااميدي و يأس از رحمت الهي را كفر و از گناهان كبيره برشمرده است.و هدف از آفرينش انسان را خليفه الهي و تكامل و در نهايت خير براي وي قرار داده است، اما اين خير زماني به طور كامل جامه عمل مي پوشد كه جامعه آرماني شكل گيرد و اين جامعه آرماني نيز در پناه حكومت شايستگان شكل مي گيرد و به بشريت در تمامي اديان وعده آن داده شده است و در مكتب اسلام علاوه بر نويد آن، توصيه به تلاش براي رسيدن به آن شده و دعوت به انتظار اين جامعه آرماني صورت گرفته است. اين جامعه آرماني با قيام جهاني مهدي موعود(عج) تحقق مي يابد و بر اين اساس انتظار ظهور و گشايش كار مسلمين نيز از با ارزش ترين اعمال است.
در بيانات معصومين(عليهم السلام) هم به كرات از اهميت و ارزش انتظار سخن رفته است، چنانچه پيامبر(ص) مي فرمايد: با ارزش ترين اعمال امت من انتظار فرج است. پيوسته شيعيان ما در غم و اندوهند تا زماني كه مردي از فرزندان من قيام كند كه به وسيله او قسط و عدل برزمين حاكم شود، چنانچه ظلم و جور حاكم شده است و انتظار فرج عبادت است.
ابوخالد كابلي از امام زين العابدين(ع) نقل مي كند كه فرمود: غيبت امام دوازدهم(ع) طولاني مي شود، سپس فرمود: اي ابوخالد مردم زمان غيبت كه اعتقاد به امامت مهدي(عج) دارند و منتظر ظهور وي هستند بهترين مردم هر زمان مي باشند، زيرا خداوند متعال به آنها عقل و بصيرت و معرفت داده است، به طوري كه غيبت براي آنان مانند حضور است و مقام آنان مانند مجاهدين زمان پيامبر است. آنان مخلصونند و شيعه واقعي و دعوت كنندگان به دين مي باشند.
بعد مي فرمايد انتظار فرج خود بهترين فرج است.
علي(ع) فرمود: منتظر فرج باشيد و از رحمت خدا نااميد نشويد كه بهترين عمل نزد خداوند انتظار فرج است.
امام صادق(ع) فرمود: كسي كه در حال انتظار بميرد مانند كسي است كه در راه خدا شمشير بزند.
و نيز مي فرمايد: هر كس بميرد و منتظر ظهور باشد مانند كسي است كه در خيمه مهدي باشد. راوي مي گويد: سپس امام فرمود: بلكه مانند مجاهد در ميدان جنگ در كنار حضرت است بلكه مانند كسي است كه در ركاب پيامبر(ص) به شهادت برسد.
امام صادق از رسول الله (ص) نقل مي كند كه فرمود: بعد از شما مردمي مي آيند كه يك نفر از آنها اجر و ثواب پنجاه نفر را دارد. گفتند: يا رسول الله ما در بدر و احد و حنين در كنار شما بوديم و قرآن هم بين ما نازل شد. پيامبر(ص) فرمود: شما تحمل و صبر آنان را نداريد.
حكيم بن عينيه مي گويد: پس از جنگ اميرالمومنين(ع) با خوارج نهروان مردي گفت: اي اميرالمومنين خوشا به حال ما كه در كنار شما با جهاد به اين سعادت و توفيق رسيديم. فرمود: به خدا قسم گروهي با ما در اين سعادت شريكند كه آباء و اجدادشان هنوز به دنيا نيامده اند. راوي با تعجب سوال كرد چگونه؟ حضرت فرمود: گروهي در آخرالزمان مي آيند كه با همه اين فضائل شريكند و به ما سلام مي كنند و در همه مسير حق با ما شركت دارند. آنان منتظران فرج هستند.

نوشته شده توسط محمدمهدی پیری | موضوع: مذهبی | لینک ثابت |
آيا ظهور بسيار نزديك است؟(35) جمعه یکم اردیبهشت 1391 6:6

سيد مرتضى شريفى
معرفت امام

چنانچه قبلاً ذكر شد دوران غيبت امام زمان(عج) براي شيعه يك دوره جديد و ويژه بود. عدم حضور و دسترسي پيروان به امام معصوم(ع)، پيدايش مسائل جديد و مدعيان دروغين و در نتيجه سرگرداني و گمراهي شيعيان و از ديگر سو قدرت حاكم كه آزادي عمل را از شيعه و به خصوص علماي دين سلب مي كرد و علاقه مند بود كه به آشفتگي و پريشاني شيعه دامن بزند، همه اين موارد موجب مي شد تا توجه جدي به وظايف شيعيان در دوران غيبت صورت گيرد و يك انسجام و سازماندهي مناسب در بين پيروان اهل بيت(عليهم السلام) و امامان معصوم شكل بگيرد. در اين راستا دانشمندان شيعه به يك نهضت عميق علمي دست زده و احاديث اهل بيت(عليهم السلام) را جمع آوري كردند تا از نابودي و تحريف و پراكندگي نجات يابد و اين مهم توسط مرحوم شيخ محمدبن يعقوب كليني در اواخر غيبت صغرا آغاز شد و به وسيله حمدبن علي ابن بابويه شيخ صدوق ادامه پيدا كرد و در قرون بعد با تلاش شيخ مفيد و شيخ طوسي به اوج رسيد.
اولين مسئله مهم كه در واقع زيربناي ديگر موارد شمرده مي شد، بحث شناخت و معرفت امام بود كه در مجموعه هاي روايي شيعه به چشم مي خورد، البته اين حركت به صورت جدي از زمان امام باقر(ع) آغاز شد و تا پايان دوران حضور ادامه پيدا كرد و به اوج خود رسيد.
امام باقر(ع) در حديث معروفي مي فرمايد: «اسلام بر پنج چيز بنا شده است. نماز، زكات، روزه، حج و ولايت نسبت به هيچ كدام به اندازه ولايت تأكيد نشده است.» و در روايتي ديگر مي فرمايد: براي هر يك از نماز و زكات و روزه و حج چشم پوشي هايي صورت گرفته و براي ولايت هيچ گونه اغماضي قائل نشده است. و در بياني ديگر مي فرمايد: پايه و اساس چهار تاي اولي ولايت است. (اصول كافي، ج2،ص7)
و در روايات متعدد از پيامبر و ائمه معصومين(عليهم السلام) رسيده است كه فرمودند: كسي كه بميرد و امام زمانش را نشناسد به مرگ جاهليت از دنيا رفته است.(همان، ص 21)
فضيل بن يسار مي گويد: از امام صادق(ع) در مورد آيه قرآن كه مي فرمايد روز قيامت را هر قومي به نام امام شان مي خوانيم، فرمود: اي فضيل امام خود را بشناس، اگر امام خود را شناختي تقدم و تأخر حوادث به تو زياني نمي رساند و هر كس امام خود را بشناسد قبل از ظهور صاحب الامر مانند كسي است كه در سپاه او باشد بلكه مانند كسي است كه زير پرچم وي خدمت مي كند. (ص 372)
بنابراين يك شيعه در زمان غيبت بايد امام خود را بشناسد، امامي كه فرزند امام عسكري(ع) دوازدهمين امام - متولد شده : زنده و حي است؛ اما از نظرها غايب و ناظر به اعمال شيعيان و از احوال آنان باخبر است. اين امام، حجت خدا، خليفه الله، انسان كامل، داراي ولايت الهي واسطه فيض بين خالق و مخلوق و ذخيره الهي است، براي ايجاد قسط و عدل و برپايي حكومت عدل جهاني ...
و انتظار فرج اين موعود الهي از با فضيلت ترين اعمال است.

نوشته شده توسط محمدمهدی پیری | موضوع: مذهبی | لینک ثابت |